محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

286

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خويش ، در آن راه مىپيمايد . ( و لا يعين على نفسه الغواة بتعسّف في حقّ أو تحريف في نطق أو تخوّف من صدق . . . ) واژه « الغواة » به معناى كسانى است كه از افتادن به دام گمراهى هراسى ندارند . « تعسّف » نيز به معناى استفاده از حيله و فريب براى فرار از حق است ؛ مانند استفاده از حيله‌هاى شرعى براى حلال كردن حرام‌ها يا دروغگويى و افترا براى پيش‌برد اهداف و مقاصد شخصى . تعبير « تخوف من صدق » به معناى سكوت در برابر حق است كه انگيزه آن ، ترس و هراس در برابر خشم اهل باطل است . ( و اختصر من عجلتك ) برخى از شارحان اين بند را چنين تفسير كرده‌اند : « شتاب‌كارىهايت فزونى نيابد . » « 1 » اين تفسير به ظاهر عبارت نزديك است ؛ اما معناى آن دور از حكمت است ؛ بهتر آن است كه چنين تفسير شود : در انجام هر كارى پيش از آگاهى از حقيقت و سرانجام آن شتاب مكن . ( و أنعم الفكر فيما جاءك على لسان النّبيّ الأمّيّ ممّا لا بدّ منه و لا محيص عنه ) مسلمان بايد از اصول اسلام و احكام عبادات و قوانين شرعى زندگى روزمره آگاه باشد . اين آگاهىها از كتاب خداوند و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به دست مىآيد كه مجتهدان مستقيما به آنها مراجعه مىكنند و ديگر مردم به واسطه مجتهد به آنها رجوع مىكنند . برخى از شارحان ، در توضيح اين بند گفته‌اند : به اندرزهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درباره مرگ گوش فرادهيد . اين شرح بر خلاف ظاهر عبارت است و معناى چندان مفيدى هم در آن نيست . ( و خالف من خالف ذلك إلى غيره و دعه و ما رضي لنفسه ) از راه منحرفان روى گردان و وظايف و تكاليف خود را به

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 9 / 159 .